یه لب رسیده جانم کجایی ای عمو جان

یه لب رسیده جانم کجایی ای عمو جان

شکسته استخوانم کجایی ای عمو جان

یتیم مجتبایم –به زیر دستو پایم

 

سربسته گویمت من- از کوفیان چه دیدم

به زیر سم مرکب-ببین که قد کشیدم

یتیم مجتبایم –به زیر دستو پایم

--

دنیا نیامده زغمت خونجگر شدم

وصف تورا شنیدم و از خود به در شدم

عمر و جوانی و همه ی زندگیم را

وقف توکردم و به تو وابسته تر شدم

تادل تهی نمو ده ام از هر چه غیر توست

برکسوت غلامی تو مفتخر شدم

قسمت شد آمدم به کنار ضریح تو

پروانه ی تو بودم وپروانه تر شدم

ممنون از اینکه دست مرا هم گرفته ای

مجنون صفت زعشق تو پاتابه سر شدم

بی اعتبار بودم واز لطف مادرت

سنگ تورا به سینه زدم معتبر شدم

تا مادرم به کام من از تربت تو ریخت

دیوانه ی تو بودم و دیوانه تر شدم

--

بوی بهشت می وزد از کربلای تو
ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو
برخیز و باز بر سر نی آیه ای بخوان
ای من فدای آن سر از تن جدای تو
اندر منا ذبیح یکی بود و زنده رفت
ای صد ذبیح کشته شد اندر منای تو
رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا
شد کعبه ی حقیقی دل کربلای تو
اجر هزار عمره و حج در طواف توست
ای مروه و صفا به فدای صفای تو
با گفتن رضاً بقضائك به قتلگاه
شد متحد رضای خدا با رضای تو
تو هرچه داشتی به خدا دادی ای حسین
فردا خداست جل جلاله جزای تو
خون خداست خون تو و جز خدای نیست
ای کشته ی خدا به خدا، خونبهای تو
ما را هم ای حسین گدایی حساب کن
آخر کجا رود به جز این در گدای تو

اي تير، خطا كن! هدفت قلب رباب است

اي تير، خطا كن! هدفت قلب رباب است

يا حنجرة سوختة تشنة‌ آب است؟

كوتاه بيا تير سه شعبه، كمي آرام

هوهو نكن اين شاپرك تب‌زده خواب است

او آب طلب كرده فقط، چيز زيادي است؟

گيرم كه ندادند ولي اين چه جواب است؟

رنگش كه پريده، دو لبش مثل دو چوب است

نه، تير! تونه، چارة كارش فقط آب است

اين طفل گناهي كه نكرده كمي انصاف

اينجاست،‌ ببينيد كه حالش چه خراب است

اين مرثيه را ختم كنيد آي جماعت!

يك جرعه نه، يك قطره دهيدش كه ثواب است

شاعر سیدمحمد بابامیری

پدرش چیز زیادی که نمی خواست ، فرات

به روي دست بابا آسمان ها را نشان كرده

زره پوشيده از قنداقه، بي شمشير مي آيد
شجاعت ارث اين قوم است، مثل شير مي آيد
 
به روي دست بابا آسمان ها را نشان كرده
چقدر آبي به اين چشمان بي تقصير مي آيد!
 
زبانش كودكانه است و نمي فهمم چه مي گويد
ولي مي خوانم از چشمش كه با تكبير مي آيد
 
به چيزي لب نزد جز آه از لطف ستم، اما
نمي دانم چرا از دست دنيا سير مي آيد!
 
جهاني را شفاعت ميكند با قطره ي اشكي
كه از چشمش تو گويي آيه ي تطهير مي آيد
 
الهي بشكند دست كماندار تو اي صياد
كه آهو برَه اي شش ماهه در نخجير مي آيد
 
چه زخمی خورده آیا بر کجای طفل شش ماهه!؟
كه با خون دارد از اين زخم بوي شير مي آيد!
مربع
بخواب اي كودكم، لالا...، كه سيرابت كند دشمن
بخواب اي كودكم، لالا...، كه دارد تير مي آيد