تا گوشواره را کشید دو چشمم سیاه رفت

بابا ز دخترت بخدا اشک و آه رفت

یا اسب بود یا یکی از دشمنان تو

از روی پیکرم که زمین خورد راه رفت

راه رفت...راه رفت.. راه رفت