فاطمیه
دارم به یاد این همه گل در نداشته *** گلهای سرخ چادر مادر نداشته
باور نمی کنم که این خون مادر است *** گویا که هیچ چاره دیگر نداشته
مردم نذر بتول خون گلوی من و حسین *** مسمار در نیاز به کوثر نداشته
صحبت ز مادر است چه حاجت به لشگر است *** اینگونه زخم فاتح خیبر نداشته
تا قیامت در بیت وحی دخت پیمبر نمی کشند *** آن ماتمی که هیچ پیمبر نداشته
این تیغ روی بازوی مادر چه میکند *** دست و غلاف جنس برابر نداشته
فضه شتاب کن که تو را می زند صدا *** گویا کنون نیاز به همسر نداشته
از زیر در چگونه علی را صدا کند *** تا حال چنین گله از در نداشته
مهدی بیا که میخ رسیده به سینه اش *** جز نام تو به ناله آخر نداشته
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 2:18 توسط سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل
|