دارم به یاد این همه گل در نداشته *** گلهای سرخ چادر مادر نداشته

باور نمی کنم که این خون مادر است *** گویا که هیچ چاره دیگر نداشته

مردم نذر بتول خون گلوی من و حسین *** مسمار در نیاز به کوثر نداشته

صحبت ز مادر است چه حاجت به لشگر است *** اینگونه زخم فاتح خیبر نداشته

تا قیامت در بیت وحی دخت پیمبر نمی کشند *** آن ماتمی که هیچ پیمبر نداشته

این تیغ روی بازوی مادر چه میکند *** دست و غلاف جنس برابر نداشته

فضه شتاب کن که تو را می زند صدا *** گویا کنون نیاز به همسر نداشته

از زیر در چگونه علی را صدا کند *** تا حال چنین گله از در نداشته

مهدی بیا که میخ رسیده به سینه اش *** جز نام تو به ناله آخر نداشته