هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم ؟ من اگر اينهمه بيدار نباشم چه كنم ؟ گريه بر درد فراق تو نكردن سخت ا
هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم ؟
من اگر اينهمه بيدار نباشم چه كنم ؟
گريه بر درد فراق تو نكردن سخت است
خونجگر از غمت ای يار نباشم چه كنم ؟
عده ای بر سر آنند اسيرت نشوند
من بر آنم كه گرفتار نباشم چه كنم ؟
تو چه كردی كه من از خواب و خوراك افتادم ؟
راستی ، اينهمه بيمار نباشم چه كنم ؟
چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر
عاشق روی تو يكبار نباشم چه كنم ؟
ابرويت تيغ مصری است كه جان ميطلبد
به طلبكار بدهكار نباشم چه كنم ؟
خواستم نام مرا هم بنويسند همين
سر بازار خريدار نباشم چه كنم ؟
من اگر مثل تو هر صبح و غروبی آقا
فكر بين در و ديوار نباشم چه كنم ؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 9:38 توسط سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل
|