رمضان رفت و خبر از گل طه نرسید
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
رمضان رفت و خبر از گل طه نرسید
خبری پر ظفر از عالم بالا نرسید
با دعای فرج و ندبه ی شبهای صیام
باز هم این نگه خسته به مولا نرسید
مگر آن خیل ملایک به زمین نامده اند؟
که شب قدر ؛ غم بنده به آقا نرسید؟
ترسم از جرگه ی خوبان درش افتم دور
که شبان نامه ی من بر گل زهرا نرسید؟
گر چه تعجیل فرج ؛ اصل دعا بود ولیک
دست ما باز بر آن ساحت والا نرسید
نکند ندبه ی ما از سر نفس است که باز
اثری معجزه گر ز عالم بالا نرسید
نکند سوز ارادت نبود در حاجات
که پیامی ز حریم گل طه نرسید
نکند حجت حق ؛ غمزده از سستی ماست
که نوایی ز سراپرده عظمی نرسید
برسان اشک سحر ؛ نامه ی عذرم به درش
تا نگویند که این توبه به آقا نرسید
عیدی فطره به یاران می دهی ؟
بر شب هجران تو پایان می دهی ؟
شیعیان چشم انتظار مژده اند
مژده ی شادی به آنان می دهی ؟
شوره زار قلب ما بس تشنه است
بر کویر خسته / باران می دهی ؟
طعنه ی دشمن / شکسته راه دل
این دل بشکسته سامان می دهی ؟
فطر ما محتاج تکبیر شماست
بر فراق و غصه / پایان می دهی ؟
عاشقان در عید قامت بسته اند
نامه ی تایید آنان می دهی ؟
زمزم عشق و خلوص و بندگی
بر لب این روزه داران می دهی ؟
مژده ی دیدار تو عیدی ماست
این سحر مژده به یاران می دهی ؟
السلام علیک یا امیر المومنین
شب قدر و جهان مولا ندارد علی در این سرا زهرا ندارد
الا نفرین بر این دنیای فانی که قدر سید و آقا ندارد
الهی بشکند دستی که از کین توان غیرت مولا ندارد
ندیدی در شب هجران مولا به پای مرغکان هم نا ندارد ؟
به سوز گریه های دخت حیدر جهان تاب چنین آوا ندارد
یتیمان یک به یک در انتظارند چرا امشب کسی بابا ندارد ؟
به مسکینان و محرومان کوفه دگر امشب کسی آقا ندارد
فضای بیت حق غرق عزا شد که عباسش دگر بابا ندارد
در آن ویرانه مردی گریه می کرد دلش بی مرتضی سکنی ندارد
به این نامردمی / عالم خروشید جهان همچو علی همتا ندارد
بسوزید و بگریید و بنالید که دریای غمش سودا ندارد
شب قدر و جهان مولا ندارد علی در این سرا زهرا ندارد
الا نفرین بر این دنیای فانی که قدر سید و آقا ندارد
الهی بشکند دستی که از کین توان غیرت مولا ندارد
ندیدی در شب هجران مولا به پای مرغکان هم نا ندارد ؟
به سوز گریه های دخت حیدر جهان تاب چنین آوا ندارد
یتیمان یک به یک در انتظارند چرا امشب کسی بابا ندارد ؟
به مسکینان و محرومان کوفه دگر امشب کسی آقا ندارد
فضای بیت حق غرق عزا شد که عباسش دگر بابا ندارد
در آن ویرانه مردی گریه می کرد دلش بی مرتضی سکنی ندارد
به این نامردمی / عالم خروشید جهان همچو علی همتا ندارد
بسوزید و بگریید و بنالید که دریای غمش سودا ندارد
السلام علیک یا امام حسن مجتبی
حسن رو و حسن خو و حسن نام
به عالم نام تو برتر ز هر نام
تو را باب اجابت هدیه کردند
کرامت را به نامت بیمه کردند
تویی اول گل بستان زهرا
عزیز و هم گرامی ابن مولا
تو سبط اکبری و مجتبایی
به جنت سرور و نور خدایی
نشان ما را بر آن خوان هدایت
عنایت کن به ما از لطف و رحمت
کرامت کن به ما در این شب عید
دلی پاک و پر از ایمان و امید
تو در عرش خدا صاحب مقامی
دل شیعه ز غمها می رهانی
اجابت کن همه حاجات ما را
طلب کن از خدا مولای ما را
حسن رو و حسن خو و حسن نام
به عالم نام تو برتر ز هر نام
تو را باب اجابت هدیه کردند
کرامت را به نامت بیمه کردند
تویی اول گل بستان زهرا
عزیز و هم گرامی ابن مولا
تو سبط اکبری و مجتبایی
به جنت سرور و نور خدایی
نشان ما را بر آن خوان هدایت
عنایت کن به ما از لطف و رحمت
کرامت کن به ما در این شب عید
دلی پاک و پر از ایمان و امید
تو در عرش خدا صاحب مقامی
دل شیعه ز غمها می رهانی
اجابت کن همه حاجات ما را
طلب کن از خدا مولای ما را
رمضان ! دست دعا سوی خدا بالا کن
طلب رویت آن ماه جهان آرا کن
رمضان ! حرمت تو نزد خدا بس والاست
تو دعایی به دل دسته گل زهرا کن
هر نفس در تو بود منزله ی یک تسبیح
هر نفس / یاد دل پادشه تنها کن
رمضان ! لطف خدا در تو به صد چندان است
طلب مغفرت از شیعه بی آقاکن
رمضان / سوگ علی در شب قدرت باشد
بهر تعجیل فرج / هو مددی مولا کن
رمضان ! امر جهان در شب قدرت ثبت است
در شب قدر برای فرجش / غوغا کن
رمضان ! هر چه دعا در تو محقق گردد
شب عیدت به دعا ولوله ای برپا کن
رمضان ! سال دگر بی گل او باز نگرد
جان عالم به جمال رخ او زیبا کن
رمضان ! دست دعا سوی خدا بالا کن
طلب رویت آن ماه جهان آرا کن
رمضان ! حرمت تو نزد خدا بس والاست
تو دعایی به دل دسته گل زهرا کن
هر نفس در تو بود منزله ی یک تسبیح
هر نفس / یاد دل پادشه تنها کن
رمضان ! لطف خدا در تو به صد چندان است
طلب مغفرت از شیعه بی آقاکن
رمضان / سوگ علی در شب قدرت باشد
بهر تعجیل فرج / هو مددی مولا کن
رمضان ! امر جهان در شب قدرت ثبت است
در شب قدر برای فرجش / غوغا کن
رمضان ! هر چه دعا در تو محقق گردد
شب عیدت به دعا ولوله ای برپا کن
رمضان ! سال دگر بی گل او باز نگرد
جان عالم به جمال رخ او زیبا کن
چه شود این رمضان نوبت آخر باشد ؟
فرصت دیدن دلدار میسر باشد
کاش در این رمضان صبر نماید تقدیر
تا که تعجیل فرج / امر مقدر باشد
کاش امضا کند آن پادشه بی همتا
در شب قدر که دیدار / مقرر باشد
کاش حکم ابدی این رمضان ثبت شود
ختم غیبت به جهان / حکم مظفر باشد
کاش گویند ملایک به سراپرده ی غیب
دل شیعه ز فراقش چه مکدر باشد
کاش مهدی به شب قدر بخواهد از او
که همین ماه خدا وعده ی آخر باشد
در شب قدر خدایا تو نما تقدیرم
که مرا خدمت او / فیض مکرر باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 21:18 توسط سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل
|