X
تبلیغات
گنجینه اشعار باختر - امام حسین

آرشيو موضوعات

آرشيو برچسب‌ها

امار و اطلاعات

 
No Image
فــداي خـوانـدن قـرآن دلـربــات حـسين پيوند ثابت

سـلام مــا بــه تــو و قــبــر بــاصفات حسين

درود حق به تو اي مظهر صفات حسين

فــداي تـو هـمـه خـلـق جهان ز پير و جوان

تـويـي بهر دو جهان كشتي نجات حسين

تـويــي مــروج احــكـــام ديــــن پــيــغــمـبـر

تـويـي خــلاصــه ايــجــاد كـائنات حسين

چـه حـكـمـتـي است به ايثار و جانفشاني تو

كـه گـشـته ذات خداوند خونبهات حسين

چه كرده اي تو به درگاه حق كه خلق جهان

كــنـنـد آروزي طــوف كـربـلات حـسـين

ز داغ مـاتــم جـانـسـوزت اي عــزيــز خـــدا

كـنند جـن و بشر گريه در عزات حسين

ســلام مــا بــه تــن چــاك چــاك بـي كـفنت

فـداي پـيـكـر پـرخـون سـرجدات حسين

ســلام مــا بــه تــو و شـيـرخواره اصغر تو

فـداي اكـبــر و عـبـاس بـاوفــات حسين

سـلام مــا بــه سـر انـورت كـه شـد بـر نـي

فــداي خـوانـدن قـرآن دلـربــات حـسين

زهـــي بــه هــمـت مـردانــگــي و ايــثــارت

فـداي دســت سـخي گـره گـشات حسين

ز راه لـطــف نـظـر كـن بـه حال خسـته دلان

بـرس به داد «حياتي» گه ممات حسين
----------------------------
شعری از محمد حیاتی


برچسب‌ها: کربلا, مدح, امام حسین

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه بیست و یکم بهمن 1391 |

 
نوای نینوا را دوست دارم پيوند ثابت

امام حسین(ع)-مناجات


نوای نینوا را دوست دارم

صدای آشنا را دوست دارم

اگر جام بلا از چشم یار است

من این جام بلا را دوست دارم

دعا یعنی تکلّم با خداوند

تکلّم با خدا را دوست دارم

اگر چه خارم و از خار کمتر

گل باغ وفا را دوست دارم

محبّت را عجب، حال و هوایی ست

من این حال و هوا را دوست دارم

نمی دانم کی ام آن قدر دانم

علیّ مرتضی را دوست دارم

خدا می داند، ای آل محمّد!

که من تنها شما را دوست دارم

چو ممزوج است با عطر حسینی

نسیم نینوا را دوست دارم

خدایا روز محشر باش شاهد

حسین و کربلا را دوست دارم

شود "میثم" که مولایت بگوید

که این بی دست و پا را دوست دارم؟


برچسب‌ها: کربلا, سازگار, امام حسین, نینوا

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
گر جگر خشک شود، خشکی لب ها حتمی ست پيوند ثابت

گر جگر خشک شود، خشکی لب ها حتمی ست

رفتن ناله ی لب تشنه به بالا حتمی ست

آب اگر یافت نشد، مرگ ربابِ بی شیر

بر سر درسِ جگر سوز الفبا، حتمی ست

قطره ی آب اگر نذرِ سر او بکند

بر علی اصغرمان معجزه ای سا، حتمی ست

بدنِ غیرت اگر که عرق سرد کند

خیس تب هم بشود، شعله ی رگ ها حتمی ست

دختر شاه بخواهد، احدی مانع نیست

طلب آب کند، حلّ معما حتمی ست

العطش باز اگر بر جگری لطمه زند

مشک اگر پاره شود، مُردن سقا حتمی ست

آب اگر موج زند باز هم ایمان دارم

این که او لب نزده بر لب دریا حتمی ست

بی کُله خود اگر بر سر او ضربه زنند

از روی اسب، زمین خوردن آقا حتمی ست

ناله ی ابنیَ العباسِ زنی ثابت کرد

این که او شد پسر حضرت زهرا، حتمی ست

تیرانداز هر آن قدر که ناشی باشد

تیر خوردن به تو با این قد و بالا حتمی ست

دست دادی و به تو بال بهشتی دادند

لفظ طیّار تو در جنت اعلی حتمی ست

گر روی خاک بلا پا بکشی

به حسین بن علی، خنده ی اعدا حتمی ست

اگر آقا نبَرد پیکرتان را به حرم

تکه تکه شدن این قد رعنا حتمی ست

گر نیایی به حرم، ای همه غیرت، بی تو

آتش شعله ور و دامن زن ها حتمی ست


برچسب‌ها: تشنه, امام حسین, کربلا, ششماهه, علی اصغر

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 |

 
امام حسین(ع)-مناجات پيوند ثابت

امام حسین(ع)-مناجات


تو که یک گوشۀ چشمت غم عالم را بُرد

نم اشکت گنه حضرت آدم را برد

از بهشت تو چه گوییم که از روز ازل

روضه ات را که خدا خواند؛ جهنم را برد

شیشۀ عطر شما در دل آدم که شکست

عطر انفاس بهشتت دل آدم را برد

هر که از کرببلا رفت محرم را باخت

هر که در کرببلا ماند محرم را برد

زمزم کعبه پس از کرببلا شیرین شد

اشک شش ماهۀ تو شوری زمزم را برد

تو که رفتی به خدا چادر خیمه افتاد

و سپس باد جفا معجر مریم را برد

کینه های عرب از بدر و حنین و اُحدت

ساربانی شد و انگشتر خاتم را برد

آه انگشتر تو دست جسارت افتاد

بعد از آن پیرهنت نیز به غارت افتاد


&


امام حسین(ع)-مناجات

بده در راه خدا، من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم

از قنوت سحر مادرتان جا ماندم

پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم

مهربان كاش زهیری بغلم می كردی

من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم

فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی كافی ست

با پر و بال شكسته به شفا محتاجم

شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا

به جنون سر ایوان طلا محتاجم

دود این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم كرببلا محتاجم

چه قدر گریه كنم تا نبری از یادم!؟

در سراشیبی قبرم به شما محتاجم


امام حسین(ع)-مناجات


بی‌ تو یك‌ لحظه‌ نخواهم‌ همۀ‌ دنیا را

با تو آسوده‌ كنم‌ طی‌، سفر عقبی‌ را

لحظاتی‌ كه‌ به‌ زیر علمت‌ سینه‌ زدم‌

حس‌ نمودم‌ به‌ خدا مرحمت‌ زهرا را

كاش‌ امروز بیاید گل‌ نرگس‌ ز سفر

تا كه‌ زیبا بكند با فرج‌ عاشورا را

همه‌ امید من‌ این‌ است‌ به نام‌ زینب‌

راضی‌ از خویش‌ كنم‌ قلب‌ تو ای‌ مولا را

شادی‌ هر دو جهانم‌ به‌ خدا از غم‌ توست‌

غم‌ تو می‌بَرد از دل‌ همۀ‌ غم ها را





برچسب‌ها: امام حسین, مناجات, راز ونیاز

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه نوزدهم آبان 1391 |

 
اولین روضۀ جانسوز تو را خوانده خدا پيوند ثابت

امام حسین(ع)-مناجات


چشم ما تا که به زخم بدنت گریان است

اشک ما گوهر رخشان یم عرفان است

به همان آیه که خواندی به سر نیزه قسم

خون پاک تو، حیات دگر قرآن است

دین ز خون بدنت جامۀ گلگون پوشید

گرچه در دامن صحرا بدنت عریان است

حوض کوثر شود از اشک محبان تو پر

ساقی اش دست خدای اَحد منّان است

هرکه را نیست به دل داغ تو، داغش به جگر

هر کجا نیست عزاخانۀ تو زندان است

کفن عاشق تو، پیرهن سینه زنی است

خاک زنجیر زنت، درد مرا درمان است

آب تا روز قیامت جگرش می سوزد

که تو خود خضر حیاتی و لبت عطشان است

اولین روضۀ جانسوز تو را خوانده خدا

اولین گریه کن تو پدر انسان است

حَیَوان بهر تو گریند، خدا می داند

منکر گریه به تو پست تر از حیوان است

چه به دوزخ ببرندش، چه به گلزار بهشت

چشم "میثم" به جراحات تنت گریان است



برچسب‌ها: امام حسین, سازگار, روضه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه بیست و نهم مهر 1391 |

 
امام حسین(ع) پيوند ثابت

امام حسین(ع)-مناجات


ما اشک را ز پاکی مادر گرفته ایم

این زندگی ز چشمه ی کوثر گرفته ایم

اذن ورود ما به بهشت خداست اشک

ما از بهشت هدیه فراتر گرفته ایم

اشک غم حسین بُود، خود بهشت ساز

ما بعد روضه زندگی از سر گرفته ایم

آنکه شنید نام حسین و نریخت اشک

دوری از او به امر پیمبر گرفته ایم

ما در کفن ز تربت او نور می بریم

رزق سفر ز خاک همین در گرفته ایم

ما بی حسین پست ترینِ خلایقیم

با نام اوست رتبه ی برتر گرفته ایم

ما در میان روضه ی او تحت قُبه ایم 

حاجات خود به روضه مکرر گرفته ایم

تا  آب می خوریم صدا می زنیم حسین

این امر از سکینه ی اطهر گرفته ایم



برچسب‌ها: آب, کربلا, امام حسین, سکینه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه بیست و نهم مهر 1391 |

 
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) پيوند ثابت


یک وقت زخانه ات جوابـــــم نکنـــی               با لفظ برو خانه خـــــرابم نکــنی

می ترسم از آن لحظه که روز عرصات              در زمره نوکـــران حـــسابم نکنی

پیش نظر سینه زنانت محـــــــــشـر               بیچاره رو ســـیه خطـابــــم نکــنی

نزدیکی درب دوزخ  آقــــای بهـــشت              با بستن پلک خود عذابــم نکـــنی

سوگنــــد به جـــان مــادرت ای آقــــا               شرمنـــده روی بــوتـرابــــم نکـــنی

فردای قیامت ســــر حــــوض کوثـــــر               با هـــرم نگاه خویش آبــــم نکــــنی

ای ساقی تشنه لب دلت مـــی آید               مهمان پیاله ای شــرابـــم نکـــنی ؟

وحید قاسمی

 


برچسب‌ها: امام حسین, راز ونیاز, مناجات, کربلا

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه بیست و دوم مهر 1391 |

 
تذکره کرب و بلا پيوند ثابت

تقدیم به ارباب بی کفن که ۷۲ رروز  بیشتر به محرمش نمومده:

من مریض توام و از تو دوا می خواهم

ای  مسیح دل من از تو شفا می خواهم

از ازل مٌحرم کوی تو شدم یا مولا

در طواف حرمت سعی و صفا می خواهم

حج من دور سرت چرخم و حاجی گردم

تا فدای تو شوم اذن خدا می خواهم

در سرازیری قبرم که مرا خاک کنند

من به جای کفنم شال عزا می خواهم

روز محشر که کسی جور کسی را نکشد

از خداوند شفاعت تو را می خواهم

تا که ناکام نمیرم به جهان تا هستم

از تو یک تذکره کرب و بلا می خواهم

یا علی مدد


برچسب‌ها: کربلا, آرزو, تذکره, گذرنامه, امام حسین

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه بیست و دوم مهر 1391 |

 
شعر سینه زنی امام حسین (ع) پيوند ثابت

یه خدا و یه جهان و یه خیابون که بین الحرمینه
دو تاگنبد دو تا مرقد که برای ابالفضل و حسینه
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا

  بیا تا یه سیب سرخو بو کنیم

میون گریه یه آرزو کنیم

اگه قسمت شد بریم به کربلا

حرمو با مژمون جارو کنیم

خدا رو شکر که می تونیم نوکرای عزیز زهرا باشیم
سینه زنها چی می شه تا یه محرم همه کربلا باشیم
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا
شب بارون با دل خون دل مجنون هوا لیلا رو داره
شب گریه زیر بیرق دل عاشق هوا کربلا داره
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا
روی دوشم علم تو توی قلبم همیشه حرم تو
یعنی میشه که ببینم روی چشمام یه روزی قدم تو
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا
جان ارباب دل بی تاب از کوچیکی تب و تاب تو داره
از همون وقت چشمای من آرزوی یه شب خوابتو داره
لک لبیک (3) حسین عزیز زهرا

دانلود سبک نوحه


برچسب‌ها: امام حسین, لبیک, سینه زنی, نوحه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه بیستم مهر 1391 |

 
بی دعوت بی منت پيوند ثابت

دلا بزم حسین بن علی دعوت نمی خواهد

اگر خواهی بیا این آمدن منت نمی خواهد

به هنگام عزاداری ریا را دور کن از خود ،

که اینجا معرفت می خواهد و شهرت نمی خواهد

اگر خواهی که هیئت را کنی بازیچه دستت

حسین از مردمان بی خرد بیعت نمی خواهد

به زور و پول نتوان هیئتی ها را کنی تطمیع

حیا کن شرم کن بزم عزا قدرت نمی خواهد

مگو اشک فلانی حقه بازی هست و نیرنگ است

فضولی تا به کی خاموش باش صحبت نمی خواهد

به کنج خانه خوشزاد است و ذکر یا حسین زیرا

که نوکر نوکر است و مجلس و هیئت نمی خواهد

برگرفته از کتاب قفل شکسته

سید حسن خوشزاد


برچسب‌ها: روضه, امام حسین, دعوت, منت

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه بیستم مهر 1391 |

 
خواب دیدم خواب این که مرده ام پيوند ثابت

خواب دیدم خواب این که مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

ناله می کردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم تشنه یک جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هیچ کس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد

هرکه آمد پیش حرفی خواند و رفت

سوره حمدی برایم خواند و رفت

نه شفیقی نه رفیقی نه کسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی

آمدند از راه نزدم دو ملک

تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو اسم تو چیست

آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنهکار سیه دل بسته پر

نام اربابان خود یک یک ببر

در میان عمر خود کن جستجو

کارهای نیک و زشتت را بگو

گفتنم عمر خود کردی تباه

نامه اعمال تو گشته سیاه

ما که ماموران حق داوریم

نک تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود

دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هر کجا و دلفکار

می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد

از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان

نور پیشانی اش فوق کهکشان

چشمهایش زندگانی می سرود

درد را از قلب آدم می زدود

گیسوانش شط پر جوش و خروش

در رکابش قدسیان حلقه بگوش

صورتش خورشید بود و غرق نور

جام چشمانش پر از شرب طهور

لب که نه سرچشمه آب حیات

بین دستش کائنات و ممکنات

خاک پایش حسرت عرش برین

طره ای از گیسویش حبل المتین

بر سرش دستار سبزی بسته بود

بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبین

از جلال حضرت عشق آفرین

دو ملک سر را به زیر انداختند

بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه

آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت آمده

گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد

مهربانانه به رویم خنده کرد

گفت آزادش کنید این بنده را

خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه اینجا این چنین تنها شده

کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است

گریه کرده بعد شیرش داده است

بارها بر من محبت کرده است

سینه اش را وقف هیئت کرده است

اینکه می بینید در شور است و شین

ذکر لالائیش بوده یاحسین

دیگران غرق خوشی و هلهله

دیدم او را غرق شور و هروله

با ادب در مجلس ما می نشست

او به عشق من سر خود را شکست

سینه چاک آل زهرا بوده است

چای ریز مجلس ما بوده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد

عکس من را بر دلش قاب کرد

اسم من راز و نیازش بوده است

خاک من مهر نمازش بوده است

پرچم من را بدوشش می کشید

پا برهنه در عزایم می دوید

اقتدا بر خواهرم زینب نمود

گاه میشد صورتش بهرم کبود

بارها لعن امیه کرده است

خویش را نذز رقیه کرده است

تا که دنیا بوده از من دم زده

او غذای روضه ام را هم زده

اینکه در پیش شما گردیده بد

جسم و جانش بوی روضه می دهد

حرمت من را به دنیا پاس داشت

ارتباطی تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن

روز عاشورا شده سقای من

گریه کرده چون برای اکبرم

با خود او را نزد زهرا می برم

هر چه باشد او برایم بنده است

او بسوزد ، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود

باعث خوشحالی اعدا شود

در قیامت عطر و بویش می دهم

پیش مردم آبرویش می دهم

آنکه بالاتر به روز سرنوشت

میشود همسایه من در بهشت

آری آری هر که پابست من است

نامه اعمال او دست من است



برچسب‌ها: خواب, میرحسینی, امام حسین, محرم, سینه زن

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه چهارم مرداد 1391 |

 
الوداع ای حرم خون خدا پيوند ثابت

الوداع ای حرم خون خدا

الوداع پادشه کرب و بلا

الوداع ضریح شش گوش آقا

الوداع ای شهدای سر جدا

الوداع گریه و شور و زمزمه

الوداع شاه شهید علقمه

الوداع سینه زنا ، گریه کنا

الوداع عاشقای کرب و بلا

الوداع ای حرم امن خدا

الوداع ای سرزمین نینوا

الوداع ای سرزمین خاک و خون

ناله انا الیه راجعون


برچسب‌ها: وداع, کربلا, امام حسین

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 |

 
حر فداکار پيوند ثابت

عزیز فاطمه بر درگه عفوت سرآوردم

گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردم

به جای دست گل با دست خالی آمدم اما

دلی صد پاره تر از لاله های پرپر آوردم

نشد تا از فرات آب آورم از بحر طفلانت

ولی بر حنجر خشکیده ات چشم تر آوردم

غبارم کن به بادم ده مرا دور سرت گردان

فدایم کن که در میدان ایثارت سرآوردم

سرشک خجلت از چشمم چو باران بر زمین ریزد

زبان عذر خواهی بر علی  اکبر آوردم

همین ساعت که بر من یک نظر از لطف افکندی

به خود بالیدم و مانند فطرس پر درآوردم

بده اذنم که خم گردم ببوسم دست عباست

که روی عجز بر آن یادگار حیدر آوردم

چه غم گر جرم من از کوه سنگین تر بود آقا

که سر بر آستان اطرت پیغمبر آوردم

--

آمدم بر آستانت سر نهم سامان بگیرم

دل دهم دلبر بیابم جان دهم جانا بگیرم

آمدم در کربلایت تا کنم جان را فدایت

بگذرم زین دار فانی عمر جاویدان بگیرم

آمدم پایت ببوسم تا مگر دستم بگیری

آمدم دردم بگویم وز کفت درمان بگیرم

از حضورت شرمسارم ان قدر امیدوارم

کز عطایت می توانم بخشش عصیان بگیرم

میهمان بودی تو ای دل من برویت راه بستم

ون ندانستم نباید راه بر مهمان بگیرم

دست رد بر سینه ام نگذارو بگذر از گناهم

تا به راحت سینه را در معرض پیکتن بگیرم

 

 

 

 

 

--

تو سروی بر عالم یا مولا من سر به زیرم

آرزو دارم از خجالت اینجا بمیرم

گریانمو نالانم من حر پشیمانم

مولا حسین جانم

ای همه ی هستم عشقت هستم گرفته

ای یوسف زهرا مادرت دستم گرفته

گریانمو نالانم من حر پشیمانم

مولا حسین جانم

 

 

--

آمدم تا سر نهم بر خاک پایت یا حسین

جان خود سازم به قربان وفایت یا حسین

آمدم سوی تو ای مولای من عبد ذلیل

بنگر جلوئی تا ازعطایت یا حسین

آمدم همچو گایان بر در احسان تو

کن نظر شاهادر انی م بر گدایت یاحسین

--

من آن حر گنهکار تو هستم

که اول به رویت راه بستم

عطا دیدم خطا کردم خدارا

نمک خورم نمکدانرا شکستم

خاداند ببخشی یا نبخشی

ز فعل خویش تن شرمنده هستم

از آن روزی که من ره بر تو بستم

لزهرا و زینب را شکستم

ز پاافتادم از بار گناهم

بگیر ای زاده ی زهرا تو دستم

به جان زینبت از در مرانم

که در کویت به امیدی نشستم

نه من حرم نهسردار سپاهم

غلام و جاننثار اکبر هستم

کرامت بین که بااین رو سیاهی

ز جام عشق خود کردی تو مستم

همان آغاز ره بری دلم را

خااند که ممنون تو هستم

---

حرم ای میوه ی قلب زهرا

به ابی انت و امی یا مولا

یا مجیبالدعوات-سروجانم به فدات

یا حبیبی یا حسین

خجلم از تو و از اهل حرم

آمدم پیش تو ای بحر کرم

قبله ام روی تو شد کعبه ام کوی تو شد

یا حبیبی یا حسین

آمدم من به امید کرمت

سر من باد فدای قدمت

روسویت آوردم که فدایت گردم

یا حبیبی یا حسین

من گنهکارو پشیمان هستم

من همانم که راهت بستم

گرنبخشی گنهم-پیش حق رو سیهم

یا حبیبی یا حسین

یا حسین این منو این بار گناه

این تو و لطف تو ای ثارالله

روسیاه آمده ام به پناه آمده ام

یا حبیبی یا حسین

گرنبخشی گنهم را چه کنم

پیش پیغمبرو زهرا چه کنم

من فدایی شده ام کربلایی شده ام

یا حبیبی یا حسین


برچسب‌ها: امام حسین, حرشهید

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه هشتم اردیبهشت 1391 |

 
خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت پيوند ثابت

پیش ازآنی که عزادار محرم باشی

سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی

خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین

گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

شادی هردوجهانت بخدا تأمین است

گردراین ماه عزا همسفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی وزهرا

نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی

به همان دست وسروسینه مجروح قسم

شرط عشق است براین زخم تومرهم باشی


وقتی برای گریه دلم تنگ می شود

لب با دم حسین هماهنگ میشود

تنها نه دل به یاد تو میسوزد ای حسین

از روضه هایت آب دل سنگ میشود

ای بهترین بهانه برای گریستن

بی تو حنای گریه چه بیرنگ می شود

کافیست لحظه ای دلم از تو جدا شود

دیگر کمیت زندگی ام لنگ میشود

جز در مسیر هیئت تو پا نی نهم

وقتی برای گریه دلم تنگ میشود


برچسب‌ها: محرم, عزادار, امام حسین, روضه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه یازدهم فروردین 1391 |

 
یک چائـــ ے ریزِ مجلســ ـــت از شاه بـرتـر است پيوند ثابت
عالم بدونــ ه روضــ ه ات از صفـــ ــر کمتر است

یک چائـــ ے ریزِ مجلســ ـــت از شاه بـرتـر است


بر سینــ ه میزنم کــ ه درِ سینـــ ه وا کنی


بــا ذره اے ز مـعرفتــ ـــت آشنــ ــا کنی


اصــ ـــلاً مـــرا برای غمــ ــت آفـریـده انـد


با ذکر یا 「حُ س ی ن」 بــ ه گـل من دمیده انـد


برچسب‌ها: امام حسین, سینه زن, چایی ریز

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: یکشنبه ششم فروردین 1391 |

 
مدینه حسینت کجا می‌رود؟ پيوند ثابت

مدینه حسینت کجا می‌رود؟
اگر می‌رود شب چرا می‌رود؟
غریب وطن نیمه‌شب از وطن
غریبانه پیش خدا می‌رود
دلِ شب خدا را صدا می‌زند
چرا ساکت و بی‌صدا می‌رود؟
اجل پیش رو، مادرش فاطمه
به دنبال او از قفا می‌رود
به تعجیل رو در کجا می‌برد؟
مگـر سـر بـرای خدا می‌برد؟
صدای جرس آه جان بر لب است
جگرسوز چون ناله زینب است
«طرماح» یک لحظه محمل مران!
خدا را که وقت نماز شب است
نفس‌ها همه نال? یا حسین
دعاها همه سوز و تاب و تب است
به هر منزلی مرگ چشم انتظار
به هر محملی نغم? «یارب» است
شما هم چو مرغ شب ای ناقه‌ها
بنـالیـد بـا زینـب ای ناقـه‌ها
شب است و بیابان پر از ولوله
مدینه دعا کن به این قافله
همانا به شوق وصال خدا
گرفتند از دیگران فاصله
خدا رحم آرد به حال رباب
که بر کف گرفته کمان حرمله
پدر را ببرّند لب تشنه سر
پسر را ببندند در سلسله
شرار جگر شمع محمل شده
نـوای جـرس آتش دل شده
مدینه دعا کن برای حسین
که خالی بوَد در تو جای حسین
مدینه مدینه دگر نشنوی
دل شب صدای دعای حسین
مدینه به اهل مدینه بگو
که فرداست روز عزای حسین
خدایت دهد صبر ام‌البنین
که عباس گردد فدای حسین
دلش یاد رخسار پیغمبر است
نگاهش به روی علی‌اکبر است
مدینه دعا کن که این انجمن
بیایند بار دگر در وطن
از آن بیم دارم که دخت علی
ز شش یوسف آرد یکی پیرهن
از آن بیم دارم که رأس حسین
لب تشنه گردد جدا از بدن
از آن بیم دارم که پرپر شود
چو گل پیکر قاسم‌بن‌حسن
الهــی بــه دنبــال ایــن کاروان
بوَد روز و شب اشک «میثم» روان


برچسب‌ها: امام حسین, هجرت, مدینه, شبانه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

لينك دوستان

لينك هاي روزانه

< Html />

توضيحات

No Image No Image