آرشيو موضوعات

آرشيو برچسب‌ها

امار و اطلاعات

 
No Image
اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش پيوند ثابت


اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبقر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش


برچسب‌ها: امام زمان, زمزمه, اباصالح

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 |

 
دانلود مداحی زیبا و دلنشین ابا صالح التماس دعا پيوند ثابت

توسط : hamed7091

با سلام

این مداحی که امروز برای شما در اینجا قرار دادم مداحی با موضوع امام زمان (عج) است که بسیار زیبا می باشد .

متن مداحی :

مداحی
ابا صالح التماس دعا

ابا صالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش
نجف رفتی کاظمین رفتی کربلا رفتی یاد ما هم باش
ابا صالح یا ابا صالح
مدینه رفتی به پا بوسه مادرت زهرا یاد ما هم باش
به دیدار قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش
شب جمعه کربلا رفتی
یاد ما هم کن چون زدی بوسه
کنار قبر ابوالفضل باصفا رفتی یاد ما هم باش
ابا صالح یا ابا صالح
نماز حاجت که می خوانی از برای فرج مسجد کوفه
شدی محرم در مناسک حج یا منا رفتی یاد ماهم باش
ابا صالح یا ابا صالح

**دانلود**


برچسب‌ها: امام زمان, اباصالح, زمزمه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 |

 
کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد پيوند ثابت

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

 


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم پيوند ثابت

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم

 

به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم

 

چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی

 

نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم

 

تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق

 

و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم

 

دلی که مامن دنیــــــــــاست جـــــــــــــای مولـا نیست

 

اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم

 

زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام

 

به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم

 

کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق

 

قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم

 

خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست

 

و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم

 

مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم

 

نیا نیا گل طاها دروغ می گوییـم


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت پيوند ثابت

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت 

دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

 بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت

 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...

 مولا شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

 ***

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

 



برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
تا کی شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار پيوند ثابت

ای اف به این زمانه و ای اف به روزگار

تا کی شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار

تقویمها نبود تو را ناله میکنند

در سالهای ساکت و بی روح و مرگبار

تقویم ، بی تو هر چه که باشد قشنگ نیست

فرقی نمیکند چه زمستان و چه بهار

حتی تمام فلسفه ها بی تو مبهم اند

مرزی نمانده بین جهان ، جبر ، اختیار

دنیا پر است از همه چیزهای شوم

از هر چه اتفاق عبث ، تلخ ، ناگوار

از زندگی به شیوه حیوان ولی مدرن

یعنی که : کار ، پول ، هوس ، کار ، کار ، کار ...


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان پيوند ثابت

مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان

که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز 

نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان

شها فقیرم و مسکین و بر سر راهت

نشسته ام به امید نگاه مهدی جان

من عاشقم که ببینم جمال تو آیا

بود به سوی جناب تو راه مهدی جان؟

بحق حرمت اجداد خود نما نظری

ز مرحمت به من رو سیاه مهدی جان

خمید پشت من که از بار معصیت شاها

نموده ام همه عمر اشتباه مهدی جان 

 


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
عاقبت پایان رسد دوران هجران غم مخور پيوند ثابت

عاقبت پایان رسد دوران هجران غم مخور
 طلعت یارم شود روزى نمایان غم مخور


 آفتاب روى جانان از افق سر مى کشد
 صحنه آفاق گردد نورباران غم مخور


 گر که از بیداد «دى»، «آذر» فتد بر جان تو
 بشکند بیداد را لطف بهاران غم مخور


 شامگاه غم سحر گردد تو بیتابى مکن
 شام هجران رفت و آید وصل یاران غم مخور


 بانگ شوم جغد نومیدى اگر قلبت فشرد؟
 مى رسد بر گوش آواز هزاران غم مخور!


 یاس و نومیدى بیفکن، از سر کویش مرو
 چنگ زن بر دامن امیدواران غم مخور


 جامه عصیان و طغیان دور کن آنگه بیا
 تا دهندت جامه پرهیزگاران غم مخور


 پیر کنعان را بگو ایام غم پایان گرفت
 مى رسد از مصر بوى شهسواران غم مخور


 در طریق عشق و مستى بایدت مجنون شدن
 چون چنین گشتى برندت سوى یاران غم مخور


 از فراق یار غائب «ناصرا» غمگین مباش
 عاقبت پایان رسد دوران هجران غم مخور!

یا اباصالح المهدی ادرکنا


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
زمین دلتنگ و مهدى بیقراراست‏ پيوند ثابت

زمین دلتنگ و مهدى بیقراراست‏


فلک شیدا، پریشان روزگار است


دلا، آدیـــــــنه شد، دلبر نیـــــامد


غـــروب انتـــظارم سرنــــــــیامد


همه دلــــــها پر از آه و غم و درد


همه آلاله‏ها پـــــــــــژمرده و زرد


نفس‏ها خـــسته و در دل خموشـند


فغانها بى‏ صدا و پرخروشــــــــند


نه رنگى از عدالت، نى از صداقت‏


در و دیوار دارد  نقش ظــــــلمت


شده پرپر گـــــــــل مهر و محـبّت‏


همــه دلـــــــها شده سرشار نفرت

 


شده شام یتیمان، نالــــــه و اشــک‏


برد هرکــس به کاخ دیگرى رشک


شده پژمـــــــرده غنچه در چمنزار


بگشت آواره گل در کوى گـــــلزار


نشسته دیو بر دلـــــــــــهاى خفته‏


همه جا بذر نومــــــــــــیدى شکفته


زده زنـــــــــــگارها آئین و مذهب‏


دمى، رویى زسرور نیست یا رب


به اشک چشم و مهر و ماه، سوگند


به آه و ناله دلــــــــــــــهاى دربند


اگر نرگس زهجرت زار زار است‏


شقایق تا قیامت دغـــــــــدار است‏


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 
امسال هم گذشت ولی یار بر نگشت پيوند ثابت

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه-نوروز


امسال هم گذشت ولی یار بر نگشت

آشفته ام که ماه شب تار بر نگشت

گفتم دوای درد من از راه می رسد

امّا طبیب این دل بیمار بر نگشت

وقتی کسی به دیدن یوسف نمی رود

حق می دهم که بر سر بازار بر نگشت

چشمْ انتظار چشم ترم رو به جاده ماند

پنجاه و چند جمعه و دلدار بر نگشت

من چه غروب ها که نشستم به پای تو

آیه، قسم، بهانه و اصرار بر نگشت

یک سال در گناه دلم را نظاره کرد

شکر خــــــدا ز ما نظر یار بر نگشت

با خود حساب کردم و دیدم که سال ها

بیراهه رفت این دل و یکبار بر نگشت

او سال هاست آبرویم را خریده است

ابر کَرَم ز عبد گنهکار بر نگشت

اصلاً بدون او چه بهاری؟ چه لذّتی؟

بی او نسیم هم سوی گلزار بر نگشت

این روزها به ماتم مادر نشسته ایم

مرثیّه خوان کوچه و مسمار گشته ایم

سال جدید، سال فرج، سال کربلا

امسال هم گذشت ولی یار بر نگشت


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: سه شنبه ششم فروردین 1392 |

 
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری؟ پيوند ثابت

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه و محرم


تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری؟

تـو از تنهایــی اولاد پیغمبــر خبـر داری؟

تو هم چون نور در صلب حسین بن علی بودی

تـو از سـوز دل صدیقۀ اطهـر خبـر داری؟

اگر چه کرد پنهان راز خود را از علی، زهرا

تـو تنهـا از مـدال سینۀ مـادر خبر داری

عموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اما

تو خود از آنچه پیش آمد به پشت در، خبر داری

تو می دانی علی با چاه کوفه شب چه ها می گفت

تـو از ناگفتـه غم هـای دلِ حیـدر خبـر داری

تو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدی

تو از آن کشتۀ بی چشم و دست و سر خبر داری

تو بـا جد غریب خـود بـه دشت کربـلا بـودی

تو از قلب وی و داغ علی اکبـر خبـر داری

تو روی شانۀ خورشید دیدی ماه کوچک را

تو از پیکان و ذبح حنجر اصغـر خبـر داری

تـو دیـدی عمـه ات زینب، کنـار قتلگاه آمد

تو از بوسیدن آن نازنین حنجر خبـر داری

تو می دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد

تو از این بندۀ بی دست و پا بهتر خبر داری


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: سه شنبه ششم فروردین 1392 |

 
این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت پيوند ثابت

این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت

آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت

این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی

بر من ولی عزیز دلم قرن ها گذشت

 


در خارزار حوصله هایت دویده ام

حالا ببین چه بر سر این دست و پا گذشت

هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد

جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت

گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم

اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت

خورشید هم هوای مرا تازه تر نکرد

او هفت دفعه آمد و بی اعتنا گذشت

عمرم به سر رسید و از این دست جمعه ها

تکرار شد نیامدی و عمر ما گذشت...

ایوب پرند آور

منبع: هیئت وارثان ثارلله(ع)


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 |

 
هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم ؟ من اگر اينهمه بيدار نباشم چه كنم ؟ گريه بر درد فراق تو نكردن سخت ا پيوند ثابت

هر سحر منتظر يار نباشم چه كنم ؟

من اگر اينهمه بيدار نباشم چه كنم ؟

گريه بر درد فراق تو نكردن سخت است

خونجگر از غمت ای يار نباشم چه كنم ؟

عده ای بر سر آنند اسيرت نشوند

من بر آنم كه گرفتار نباشم چه كنم ؟

تو چه كردی كه من از خواب و خوراك افتادم ؟

راستی ، اينهمه بيمار نباشم چه كنم ؟


چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر

عاشق روی تو يكبار نباشم چه كنم ؟

ابرويت تيغ مصری است كه جان ميطلبد

به طلبكار بدهكار نباشم چه كنم ؟

خواستم نام مرا هم بنويسند همين

سر بازار خريدار نباشم چه كنم ؟

من اگر مثل تو هر صبح و غروبی آقا

فكر بين در و ديوار نباشم چه كنم ؟


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 |

 
نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است پيوند ثابت

غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد
افق افق دل من  را غبار می گیرد
نه با زیارت یاسین دلم شود آرام
نه با دعای سماتم قرار می گیرد

 

نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است
که نغمه عشراتم به بار می گیرد
دل صنوبریم زین هوای مه آلود
نه از فراق که از انتظار می گیرد
قسم به عصر که خسران قرین انسان است
مگر هر آنکه دانش خود را به کار می گیرد
بدان که دلبر ما جان برای یاری خویش
در این دیار هزاران هزار می گیرد
به گوش منتظران گو که صبح نزدیک است
اگر چه شب ز رفیقان دمار می گیرد
جمال یار چو خورشید عالم افروز است
حجاب نفس تو را زان نگار می گیرد
تمام دلخوشیم یک نگاه کوچک اوست
ز چیست یار من از من کنار می گیرد
اگر که یار نخواهد به جلوه غم ببرد
دل زهیر چو شبهای تار می گیردa

منبع:سایت بانک اشعار مهدوی


برچسب‌ها: امام زمان, جمعه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه سیزدهم بهمن 1391 |

 
کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟ پيوند ثابت

کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟

مسیح عاطفه پا در رکاب خواهد شد

کدام جمعه ز عطر بهشتیِ گل یاس

بهار، غرق شمیم گلاب خواهد شد؟


کدام جمعه شود بخت عاشقان، بیدار؟

و چشم فتنه‌ی عالم به خواب خواهد شد

کدام جمعه، خدایا! ز فیض گریه‌ی شوق

بهار و باغ و چمن، کام‌یاب خواهد شد؟

کدام جمعه ـ بگو «یـا محـوّل الاحوال»! ـ

در آسمان و زمین، انقلاب خواهد شد؟

جمالِ روشن آن ماهِ پشتِ پرده‌ی غیب

کدام جمعه، برون از حجاب خواهد شد؟

کدام جمعه به خورشید می‌خورد پیوند؟

و بعد از این همه ابر، آفتاب خواهد شد

هزار جمعه دعای فرج به لب داریم

کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد شد؟



برچسب‌ها: امام زمان, جمعه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
زمزمه مناجات با امام زمان (عج) (الا ای یوسف گمگشته ی کنعان زهرا) پيوند ثابت


الا ای یوسف گمگشته ی کنعان زهرا
ز پشت پرده ی غیبت برون شو ، جان زهرا
ببین رخسار زردم پر از اندوه و دردم
ولی اللهِ اعظم بیا دورِت بگردم
بیا و ببین ، تو ای مهجبین ، که بر غفلت اسیرم
بده با وفا ، به راه خدا ، فقیرم من فقیرم

گل فاطمه گل فاطمه اباصالح یا مهدی

******
دمی یاد غریبی ات نبودم ، وای بر من
دگر بر دوری ات عادت نمودم ، وای بر من
الا ای قبله ی جان شدم بیمار عصیان
بده چشمی که باشد ز هجران تو گریان
منم سر به زیر ، به دنیا اسیر ، الا ای هل اتایی
شدم روسیاه ، ز فرط گناه ، بگو پس کی میایی

گل فاطمه گل فاطمه اباصالح یا مهدی

******
فدای ناله هایت هر سحر گاه و شبانگاه
به یاد کوچه و کرببلا داری به لب آه
گهی یاد شهیده که قدّش شد خمیده
و گاهی هم به یاد امام سر بریده
غم کوچه و ، غم کربلا ، دلت را کرده محزون
بود در بکا ، به سوز ونوا ، روان از دیده ات خون

گل فاطمه گل فاطمه اباصالح یا مهدی

امیر عباسی

دریافت سبک


برچسب‌ها: سبک, امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
زمینه مناجات با امام زمان (عج) (آه ، بشنو آوای من) پيوند ثابت

آه ، بشنو آوای من ، ای گل یاسمن ، حجت بن الحسن
خورشید پنهان از نظر ما      بنگر به آه و چشم تر ما
العجل ای ، دلگرمیّ مستضعفین ، اُمید مؤمنات و ، یار مؤمنین
العجل حجت الله     مولا بقیة الله

یا مهدی یا مهدی یا مهدی یا مهدی
العجل حجت الله مولا بقیة الله

 ******

آه ، امامُ المنتَظَر ، شام دل را سحر ، نور ثانی عشر
لاله به صحرا کرده صدایت    پشت در زهرا کرده صدایت
منتقم غربت زهرا ، العجل ، آرامش تمام دلها ، العجل
العجل حجت الله   مولا بقیة الله

یا مهدی یا مهدی یا مهدی یا مهدی
العجل حجت الله مولا بقیة الله

 ******

آه ، بر نبی نور عین ، سروَر عالمین ، روضه خوان حسین
ای غصه دار دلبر بی سر      العجل حقّ پیکر بی سر
تشنه ی سر جدا گوید ، دیگر بیا ، سرِ بر نیزه ها ، گوید دیگر بیا
العجل حجت الله   مولا بقیة الله

یا مهدی یا مهدی یا مهدی یا مهدی
العجل حجت الله مولا بقیة الله

امیر عباسی

دریافت سبک

منبع : حسینیه نوحه


برچسب‌ها: امام زمان, نوحه, سبک

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
شعر امام زمان(عج)ـسید مجتبی شجاع پيوند ثابت



دارم به لب اين زمزمه بر مي گردد

آرامش قلب همه بر مي گردد

از راه خطا اگر که ما بر گرديم

اين جمعه گل فاطمه بر مي گردد


××××××××××××

لب را که پر آه مي کنم ،مي بيني

عمري که تباه مي کنم ،مي بيني

مُردم ز خجالت چو شنيدم آقا

وقتي که گناه مي کنم ،مي بيني


××××××××××××××


در اینکه جفا کار و بدم حرفی نیست

در اینکه ریا کار و بدم حرفی نیست

ارباب،کریم و مهربان است،ورنه

در اینکه خطا کار و بدم حرفی نیست


برچسب‌ها: امام زمان, جمعه, رباعی

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
شعر امام زمان(عج)_علیرضا خاکساری پيوند ثابت

میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت

میرسد روزی که ای شاه وفا می بینمت

عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود

میرسد روزی که با حال بکا می بینمت

میرسد روزی که تکیه میدهی بر کعبه و

در کنار خانه ی امن خدا می بینمت

من امید وصل دیدار تو را دادم به دل  

یوسف گمگشته ی خیرالنسا می بینمت

یابن طاها یابن یاسین یابن طور آقای من

شاه دین حبل المتین کهف الوری می بینمت

امپراطور زمین و آسمان بالانشین

در کنار سفره ی بیچاره ها می بینمت

در میان خلق و خوی آدمی شایسته ی

مهربانی های قلب مصطفی می بینمت*

در تقاص  ضورت نیلی زهرای بتول

منتقم با ذوالفقار مرتضی می بینمت

تو کریم بن کریم بن کریم بن کریم

من غریب همچون امام مجتبی می بینمت

ای تک و تنهای عالم ای حسین عصر ما

وارث شاه مرمل بالدما می بینمت

سجده های ناب طولانی برایت ارثیه ست

من تو را سجاد بر سجاده ها می بینمت

حجت اللهی و بس علم لدنی نزد توست

باقرالعلم بدون انتها می بینمت

مکتب شیعه نشان بیرقش دست شما

صادقی و صادق آل عبا می بینمت

کظم غیظ آدابی از رفتار هر روزت بود

بامرام و بامروت با صفا می بینمت

فانی فاللهی و بی مثل و مانند و بدیل

در مقام بندگی آقا رضا می بینمت

دست خالی آمدم ردم نکردی یا جواد

شاه جود و بخشش و اهل سخا می بینمت

گوشه چشمی کن شبی تاکه مسلمانم کنی

هادی بیگانگان و رهنما می بینمت

العجل الساعه و الغوث یابن العسگری

منجی زندانی دام بلا می بینمت  

وعده ای داده ای و میدانم هرجا میشود

ذکر وخیر ساقی لب تشنه ها می بینمت

ماه پیروزی خون بر تیغ و تیر و نیزه ها 

غرق حزن و  ماتم و شور ونوا می بینمت 

بانی غم های عاشورایی شیب الخضیب

هر شب ماه عزا در روضه ها می بینمت

پابه پای عمه جانت آمدی تا نینوا

زائر سرهای روی نیزه ها می بینمت

کودکی وصل فراق یار یادم داده است

بر دلم افتاده امشب یا اَبا می بینمت

کار و باری با من عاصی نداری نازنین ؟

اربعین صحن و سرای کریلا می بینمت

این شب جمعه بیا باهم عزاداری کنیم

یا لثارات الحسین ، ایوان طلا می بینمت


برچسب‌ها: امام زمان, جمعه

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
شعر حضرت مهدی (عج)ـ محسن داداشی پيوند ثابت


مشکل گشای شیعه بیا جان به لب رسید
ای یادگار کرب و بـلا ، جـان به لب رســیـد

بــرخـــیز ای عــدالــت بی انــتهــا ، بـــیا
دنــیا فـــریب داده جــــوانهـــای شهــر را
یک عـــده از حــــقیقــت خلـقت رمیـده اند
ایـــنجا بـــرای خــویش خـــدا آفـــریده اند
شـــیطــان فــــریب داده تـــمام قیـــاســها
اینجا خـــــدای ما شده اند اسکـــناس ها
اینجا نـــماز یومـــیّه ما قضــــــا شـــــده
بهــــتر بگویـــمت که نیـــایــش رهــا شده
اینجا دو چشم غیرت مردان به خواب رفت
غیرت که رفت از ســـر زنها حـــجاب رفت
از اعـــــتیــاد پشت جوانــانــــمان شکست
دیـــدم به دســـــت دختری قلّادۀ ســگ است
اینجا جوان به فکر هـــوای مــــَجازی است
مثل عـــروسکی ست که اســباب بازی است
اینجا کمین نــــشسته خطــــــرهـــای دشمنان
دخـــتر ، پسر شده ، پســــران شکل دختران
اینجا قسم به حضرت عــــبــاس(ع) رایج است
یک بسته اسکناس چو باب الحــــوائـــج است
فکـــر یک عـــــده پـــــول ِربا یا نــــزول شــــد
حاجی نکرده ســـــجده نمازش قـــــــــــبول شد
صحبت زِ ماهــــــواره و اینترنت و فضــــاست
اینجا ،یتیم هست ولیکن عـــلــــــی(ع) کجاست؟
ایــــنجا اذان که مـــیزنـــــد افــــطار می شــــود
از رنگــــهای سفــــره ســــَرم گـــیج می رود
ما ، روزه دارِ ســفرۀ رنگـــین مردُمــــیــم
یکسال هر چه را که نخوردیم ،میخوریم
آلات جُـــرم مـــا همه تکــــمیـــل می شوند
تا جمعه می رسد همه تعطـــــیل می شوند
اینجا تمام صحـــــبتمان روز جــــمعه است
تفریح و پارک رفتنمان روز جمعــــــه است
آثار پاک خـــــون شـــــهیــــــدانمان گــذشت
اوقاتــــمان با تلــــــفن هـــــمراهمان گذشت
گوشــــیِ ما وســــیلۀ فانــــوسِ مردم است
تلفن که نیـــــست خانۀ نامــوس مردم است
آقا خلاصــــه خانۀ دلهــــــا خــــراب شــــد
وللهِ قــــــلب منـــــتظــــرانت کـــــباب شـــد
قربان ذوالفقار شما ، یابن العسگری(عج)
ای منتقم به خون خدا، یا بن العسگری(عج)
تا روز وعده ما همگی پشت این دریــــــم
ما دلخوشیم که کـــلب نمکزارِ حـــــــیدریم
آقا بـــیا مسیر خــــــــــدا را نـــــــشان بده
آقــــــا بیا جـــــــواب هـــمه ناکســـــان بده


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه ششم بهمن 1391 |

 
یک لحظه با تو بودن، از عمر جاودان بِه پيوند ثابت

امام زمان(عج)-مناجات

 

یک لحظه با تو بودن، از عمر جاودان بِه

یک زخم از تو بر تن، از صد هزار جان بِه

خاک درِ تو بر رو از آبروست خوش تر

خار ره تو در باغ از سرو بوستان به

هر سو تو روی آری از کعبه می بری دل

هر جا تو پا گذاری از چشم آسمان به

اشکی که بر تو ریزد گردد شراب کوثر

قلبی که بر تو سوزد از گلشن جنان به

وقتی نخوانم از تو وقتی نگویم از تو

خاموشی ام ز گفتن، لالیم از زبان به

یک گوشه در حریمت از وسعت دو عالم

یک قطره از فراتت از بحر بی کران به

زخم تو مرهم دل، درد تو داروی جان

نام تو بر زبان ها از ذکر قدسیان به

دامان کربلایت از قلب عرش خوش تر

گودال قتلگاهت از ملک لامکان به

تا می سراید از تو تا می نویسد از تو

یک لحظه عمر "میثم" از عمر جاودان به


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه سی ام دی 1391 |

 
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟ پيوند ثابت

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟

دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟

 قصه عشق من و زلف تو، گفتن دارد

نرگس مست کجا، همدمی خار کجا؟

 سرِّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

ورنه عشق تو کجا، این دل بیمار کجا؟

 هر که را تو بپسندی بشود خادم تو

خدمت عشق کجا، نوکر سربار کجا؟

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟

اللهم عجل لمولانا المظلوم الفرج


برچسب‌ها: اعتراف, امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه سی ام دی 1391 |

 
او خواهد آمد پيوند ثابت


برچسب‌ها: تصویر, متحرک

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 |

 
اقاکی می شودبیایی پيوند ثابت

افسران -  آقا نماز شب که میخوانی دعایم میکنی یا نه؟

گــــــل زهرا به عشقت آشنایم می کنی یا نه؟
آقا نماز شب که میخوانی دعایم میکنی یا نه؟

اگر چه من رفیق نیمه راه و بی وفا بودم

چو عباس بن حیدر با وفایم می کنی یا نه؟ 

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَجْ وَالْٰعافیَةَ وَ الْنَصْرْ 
وَ جَعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَعْْوانِه وَ اَنْصارِه وَالْمُسْتَشْهِدینَ بَیَْنَ یَدَیْهْ


برچسب‌ها: امام زمان, رباعی, عکس

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: شنبه بیست و سوم دی 1391 |

 
ای صاحب عزا کم ما را قبول کن پيوند ثابت

یا صاحب الزمان (عج)
مسکین شدم که باز عطایی بیاوری *** یک لقمه نان برای گدایی بیاوری
حالا که کار ما به تو افتاده یا کریم *** خوب است دست عقده گشایی بیاوری
با این همه تجلی ذاتی که در تو هست *** شایسته است رو به خدایی بیاوری
تا راه ما به سمت حرم منتهی شود *** باید دوباره قبله نمایی بیاوری
من زیر بار منت اغیار کی روم؟ *** منت کشیده ام که بلایی بیاوری
موسی ای و اشارت تو عین معجزه است *** اصلا نیاز نیست عسایی بیاوری
هر بزم روضه سفره احسان فاطمه است *** اینجا نشسته ایم غذایی بیاوری
نزدیک است که از سمت مادرت *** ما را برات کرببلایی بیاوری
ای صاحب عزا کم ما را قبول کن *** امسال هم محرم ما را قبول کن


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه بیست و دوم دی 1391 |

 
آقا تو را به آبروي مصطفي بيا پيوند ثابت

اي منجي رهايي دين خدا بيا

 جبران دردهاي دل هل اتي بيا

اي آخرين سلام مظلوم اهل بيت 

 آقا تو را به آبروي مصطفي بيا

از چاه هاي كوفه چه داري خبر بگو

  اي با خبر به درد دل مرتضي بيا

ام الائمه جوان منتظر تو راست

 اي محتواي مصحف زهرا بيا

از غربت غريب مدينه به ما بگو

 اي آشناي زخم دل مجتبي بيا

سنگين ترين مصيبت تو داغ كربلاست

 اي منتقم خامس آل عبا بيا

احياگر صحيفه سجاديه تويي

 اي شرح حال واقعه نينوا بيا

بي تو دم از وصيت باقر نمي زنيم 

 اي ميزبان هيئت صحن مِنا بيا

شيخ الائمه گفت كه خدمتگذار توست

 اي مقتداي صادق آل عبا بيا

باب الحوائجي كه دخيل تو بسته است 

 از چاه گفت يوسف زهرا تو را، بيا

تو نور چشم عالم آل محمدي

 سوگند بر پيمبر و جان رضا بيا

از كودكي جواد الائمه به ياد تو 

 آقا قسم به گريه ابن الرضا بيا

تبعيدگاه هادي دين يك بهانه ماند 

 ديگر تو بر نجات امام الهدي بيا

حاجت به غير تو حسن عسگري نداشت 

 اي مانده از قديم ز بابا جدا بيا

سرداب سامرا،  ز سحر تا سحر بسوز 

سر داده ايم سلام صباح و مساء بيا

حالا قسم به درد اسيري عمه ات

 با ذوالفقار حضرت مولا بي


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه بیست و دوم دی 1391 |

 
گم کرده ام نشان حرم رهنما کجاست پيوند ثابت

ترسم که بیایی من آن روز نباشم

یا صاحب الرمان...

گم کرده ام نشان حرم رهنما کجاست 

 جا مانده ام ز قافله ها آشنا کجاست


بالم شکسته است زمین گیر مانده ام 

 بال و پری که پر بکشم با شما کجاست


پهن است دامن من مسکین و این امید 

 تا عابر قدیمی این جاده ها کجاست


تا سایه های یاسِ دلم رنگ غم گرفت 

 آن آفتاب روشن ماتم زدا کجاست


کشتی شکسته ایم به دریای انتظار 

 ساحل کجا، راه کجا، ناخدا کجاست


گفتم بیا که منتظرم با کنایه گفت 

 یاری که نیست قلب و زبانش جدا، کجاست


از راه، طالب دم مظلوم کی رسد 

آخر یگانه منتقم کربلا کجاست


برچسب‌ها: امام زمان

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه بیست و دوم دی 1391 |

 
مناجات با امام زمان (عج) زمزمه پيوند ثابت

مناجات با امام زمان (عج)

زمزمه


ای دلبرم من دل به گیسوی تو بستم

ای عمر من عمری سر راهت نشستم

محراب من ابـروی تو          یا بن الزهرا

ای قبــله من  روی تو        یا بن الزهرا

ای شـام قدرم موی تو       یا بن الزهرا

از دیده خون افشاندهام      یا بن الزهرا

چشم انتظارت مـاندهام     یا بن الزهرا

هر جمعه ندبه خواندهام     یا بن الزهرا

******

كی میشود از خاك پای تو بوسه گیرم

كی میشود دورت بـگـــردم و بمیرم

من دیده بر راه توام           یا بن الزهرا

من عبـد درگاه توام           یا بن الزهرا

محو رخ مـــاه توام             یا بن الزهرا

روی تو بـاشد قمرم           یا بن الزهرا

خال تو بـاشد حجرم          یا بن الزهرا

ناز تو با جان میخرم        یا بن الزهرا

******

مادر به زیر تازیانه زد صـدایت

بین در و دیوار خانه زد صدایت

زمزمه میگوید بیا                        یا بن الزهرا

علقمه میگوید بیا           یا بن الزهرا

فاطمه میگوید بیا            یا بن الزهرا

هر خوشــه میگوید بیا     یا بن الزهرا

بی تـوشـه میگوید بیا      یا بن الزهرا

شش گوشه میگوید بیا   یا بن الزهرا

******

ای آبروی روی زشت من كجــایی

ای چشم تو باغ بهشت من كجایی

هر نــاله میگوید بیا         یا بن الزهرا

هر لالـه  میگوید بیا         یا بن الزهرا

سه ساله میگوید بیا       یا بن الزهرا

پروانه  میگوید بیـا           یا بن الزهرا

ویرانه  میگوید بیـا           یا بن الزهرا

دردانه  میگوید بیـا          یا بن الزهرا

 

دریافت سبک


برچسب‌ها: امام زمان, زمزمه, مناجات, سبک

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: یکشنبه سوم دی 1391 |

 
پيش طبيب آمده ام، درد مي كشم پيوند ثابت
مجنون شدم كه راهي صحرا كني مرا
گاهي غبار جاده ليلا، كني مرا
كوچك هميشه دور ز لطف بزرگ نيست
قطره شدم كه راهي دريا كني مرا
پيش طبيب آمده ام، درد مي كشم
شايد قرار نيست مداوا كني مرا
من آمدم كه اين گره ها وا شود همين!
اصلا بنا نبود ز سر واكني مرا
حالا كه فكر آخرتم را نمي كنم
حق مي دهم كه بنده دنيا كني مرا
من، سالهاست ميوه خوبي نداده ام
وقتش نيامده كه شكوفا كني مرا
آقا براي تو نه! براي خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا كني مرا
من گم شدم، تو آينه اي گم نمي شوي
وقتش شده بيائي و پيدا كني مرا
اين بار با نگاه كريمانه ات ببين
شايد غلام خانه زهرا كني مرا

برچسب‌ها: امام زمان, شکوه, راز ونیاز

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه دهم آبان 1391 |

 
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد پيوند ثابت

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم هایت 

این چشم های ما کمی تقوا بگیرد

پایین بیا خورشید ابر غیبت

تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید

تا انتقام دست زهرا را بگیرد

من گریه میریزم به پای جاده ات تا

آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

اول ضمیر غائب مفرد کجایی؟

ای پاسخ آدینه های پر معما؟!!

حتمیه بی چون چرا برگرد شاید...

راحت شویم از دست اما و اگر ها

آقا نماز جمعه ی این هفته با تو...

پای برهنه آمدم تا کوفه با پا...

پایان شب های بلند انتظاری

آیا برای آمدن میلی نداری؟

من نذر کردم خاک پایت را ببوسم

آیا سر این بنده منت میگذاری؟

من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم

می خواستم پیشت بماند یادگاری

برگرفته از:http://binoghteh.persianblog.ir


برچسب‌ها: امام زمان, آقا, بیا, مهدی, راز ونیاز

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

لينك دوستان

لينك هاي روزانه

< Html />

توضيحات

No Image No Image