آرشيو موضوعات

آرشيو برچسب‌ها

امار و اطلاعات

 
No Image
کوچه به آل فاطمه خیری نداشته پيوند ثابت

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه دوم مرداد 1393 |

 
یا علی بن موسی الرضا(ع)ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم پيوند ثابت

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه دوم مرداد 1393 |

 
گرچه آهو نیستم ، اما پر از دلتنگیم پيوند ثابت

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه دوم مرداد 1393 |

 
یا علی بن موسی الرضا(ع) اگر چه نیست مرا شأن زائر حرمت پيوند ثابت

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه دوم مرداد 1393 |

 
يا امام رضا(ع) پيوند ثابت

  آن خالقي که بر تن بي روح جان دهد      

مهر تو رايگان به دل خاکيان دهد

 

شخص کريم، جودِ بلاشرط مي کند

آري خدا هر آنچه دهد رايگان دهد

 

هر نعمتي که داد خدا، بي سوال داد      

وصل تو را که خواسته ام بي گمان دهد

 

از خلقت تو خواست خداوند لامکان 

ما را کنار رحمت عامش مکان دهد

 

گر جان دهم به يک نگهت سود با من است     

کالاي خويش را که بدين حد گران دهد؟

 

بي امتحان مرا به غلامي قبول کن 

رسوا شوم اگر دل من امتحان دهد

 

دارم اميد لطف تو گيرد چو دست من       

دامان پر ز گرد گناهم تکان دهد

 

می خواست گر خدای که نبخشد گناه ما

ما را چرا امام چنين مهربان دهد؟

 

آن پرچمي که بر سر بام حريم توست     

راه بهشت را به محبان نشان دهد

 

قلب"حسان" به ياد تو از غصه فارغ است 

در انتظار اين که به پاي تو جان دهد

 

روز جزا که در صف قرآن و عترتيم            

ما را امام ثامن ضامن امان دهد

(حبيب چايچيان"حسان")


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
امام رضا.امام رضا.امام رضای مهربان پيوند ثابت

امام رضا.امام رضا.امام رضای مهربان
وقتی دل من میگیره زیرفشارغصه ها

جزتوپناهی ندارم.جزحرمت برم كجا
تابچه آهوی دلم به دام زلفش اسیره

هیچ كسی نمی تونه منوازدست اقابگیره
ازكوچكی تابه حالا همیشه گفتن برامون

كسی رورد نمیكنه از درخونش اقا مون مسیحی روشفا میده یهودی رودوامی ده
امشب گمونم به ماها برات كربلا می ده
پنجره فولاد رضا برات كربلا می ده


هركسی كربلا می ره ازحرم رضا میره
آهوی سرگردونتم اقا بلا گردونتم

یه باردیگه راهم بده هرچی باشه مهمونتم
دلم میخوادهرچی دارم نذرامام رضا كنم

دار وندارمو یه روز به راه اون فدا كنم
دلم میخوادهرچی دارم دونه و گندم بخرم

با چشم گریون اقاجون رزق كبوترا كنم
دلم میخواد روبروی گنبد زردت بشینم

شب تاسحر گریه كنم روضه مادربخونم یكی نبود تواین كوچه به مادرم كمك كنه

اشك حسینو بگیره به خواهرم كمك كنه
دوست دارم صدات كنم.توهم منوصدا كنی

دوست دارم نگات كنم توهم منو نگا كنی
قربون صفات برم ازراه دوری اومدم

جای دوری نمی ره اگه به نگا كنی
دل من زندونیه.تویی كه تنها می تونی

قفس رو وا كنی پرنده رو رها كنی
تو غریبی منم غریب تنها. چی میشه


این دل غریبه رو با خودت آشنا كنی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم

دوست دارم تا من بیام اون گره ها روواكنی
قربون كبوترای حرمت امام رضا

قربون این همه لطف و كرمت امام رضا
تو گفتی هر كی بیاد به پابوسم امام رضا

روز رستاخیزبه دادش می رسم امام رضا
میشه كنج حرمت گوشه قلب من باشه

میشه قلب منو مثل گنبدت طلا كنی
تو رئوفی. پیش تو شاه و گدا فرق نداره

حاجتش روا می شه هر كی به تو رو بیاره


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
آقا کنار پنجره فولادت آخر پيوند ثابت

حس مي‌کنم در مرقدت عطر دعا را

عطر توسل هاي در باران رها را

غرق اجابت مي شود دست نيازش

هر کس که مي خواند در اين مرقد خدا را

اي مظهر رأفت براي تو چه سخت است

خالي ببيني دست محتاج  و گدا را

آهم کبوتر مي‌شود تا گنبد تو

مي‌آورد فريادهاي يا رضا را

آئينه هاي لطف تو تکثير کردند

در چشمة دل اشک هاي بي صدا را

آقا کنار پنجره فولادت آخر

مي‌گيرم از دستت برات کربلا را

اي زائران اينجا دخيل غم ببنديد

بر آستانش ندبه‌ی «آقا بيا» را

پائين پاي تو غباري مي سرايد

شعر کرامات نگاه کيميا را

سروده یوسف رحیمی


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا ! پيوند ثابت

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !
از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا !
 
من خوب می‌دانم بدم اما دوباره آمدم
خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !
 
به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن
صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !
 
وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت
افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا !
 
تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوریان
در صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواه»م یا رضا !
 
مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان
در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا !
 
یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم
شکر خدا پهلوی تو من روبراهم یا رضا !
 
از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی
با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا !
 
من در بهشتم پس قسم ساقی! به سقاخانه‌ات  
حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !
 
پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم
عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا !
 
یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کند
تا صحن آزادی شبی باشد پناهم یا رضا !
 
از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین
"رَستم از این بیت و غزل" من مست مستم یا رضا !

 سروده قاسم صرافان


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
چون که از باب جواد تو کسی داخل شد پيوند ثابت

من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند
به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند

از شما خواستن عشق است ضرر خواهد کرد
هرکه دروقت گدایی به رقم فکر کند

بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم
دوقدم عشق بورزد سه قدم فکر کند

به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد
زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند

به دو گلدسته دو تا ساق به دوش گنبد
به رواقی که شده پیش تو خم فکر کند

به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-
فقط این بار...به این قسمت کم فکر کند

به خودش...نه به کسانی که به یادش آمد
چون که در آینه کاری حرم فکر کند

موقع دست به سینه شدن و عرض سلام
کربلایی شده هرکس به علم فکر کند

چون که از باب جواد تو کسی داخل شد
خنده داراست که دیگر به قسم فکر کند

دیر وقتی ست که تا درحرمت دم بدهد
جای دم حضرت عیسی به دو دم فکر کند

بهترین نوع زیارت شده اینکه امشب-
هم کسی گریه کند پبش تو هم فکر کند
سروده مهدی رحیمی


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
گدای علی بن موسی الرضایم پيوند ثابت

چه غم گر گنهکار و نامه سیاهم / علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش / کرم کرد و داد از عنایت پناهم

ز فعلم نپرسید کاهل خطایی / به رویم نیاورد من رو سیاهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت / نگوید دگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من / رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

کنم ناز دیگر به طوبی و سَدره / که در بوستان ولایت گیاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم / به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت / عطا کرد سوز دل و اشک آهم

اگر خار بودم اگر پست بودم / رضا داد قدرم رضا داد جاهم

اگر کوه عصیان بود روی دوشم / اگر گشته کاهیده تن مثل کاهم

شدم خاک پای امام رئوفی / که بر شهریاران کند پادشاهم

گدایم گدایم گدایم گدایم / گدای علی بن موسی الرضایم

خوشا آن غریبی که یارش تو باشی / قرار دل بی قرارش تو باشی

خوشا ان که تنها تو را دوست دارد / چه خوشتر اگر دوستارش تو باشی

زبیداد پائیز هم غم ندارد / هر آن دل که باغ و بهارش تو باشی

بر آن محتضر می برم رشک هر شب / که شمع شب احتضارش تو باشی

خراسان حریم حرم هاست آری / حریمی که پروردگارش تو باشی

خوش آن خانه بر دوش دور از دیاری / که هم خانه وهم دیارش تو باشی

خوشا آن گدائی که تنهای تنها / کناری نشیند کنارش تو باشی

خوشا آن تهی دست بی برگ و باری / که در این چمن برگ و بارش تو باشی

خوشا آن که یک عمر پروانه ات شد / که یک لحظه شمع مزارش تو باشی

بود بود ناز بر لاله زار خلیلش / کسی را که بر دل شرارش تو باشی

گدایم گدایم گدایم گدایم / گدای علی بن موسی الرضایم


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
من كيستم گداى تو يا ثامن ‏الحجج پيوند ثابت

دست گره‏گشا
من كيستم گداى تو يا ثامن ‏الحجج
شرمنده عطاى تو يا ثامن الحجج
باللَّه نمى‏روم بر بيگانگان به عجز
تا هستم آشناى تو يا ثامن‏ الحجج
از كار ما گره نگشايد كسى مگر
دست گره گشاى تو يا ثامن الحجج
تا آخرين نفس نكشم دست التجا
از دامن ولاى تو يا ثامن الحجج
خواهم ز بخت همت و از حق سعادتى
تا سر نهم به پاى تو يا ثامن الحجج
باشد صفاى صبح نيشابور يادگار
ز انفاس جان فزاى تو يا ثامن‏ الحجج
دارلشفاست كوى تو و خود تويى طبيب
درد من و دواى تو يا ثامن ‏الحجج
هستى چو پاره تن پيغمبر خدا
جان جهان فداى تو يا ثامن‏ الحجج
بنما عنايتى به مؤيد كه نسپرد
راهى به جز رضاى تو يا ثامن ‏الحجج
***

شاعر : عباس براتي پور


نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 |

 
مرغ دلم پر زند بر سر کوی رضا پيوند ثابت

مرغ دلم پر زند بر سر کوی رضا
دست نیازم بود باز به سوی رضا
آرزویم این بود تا دم مردن شود
چشم گنه کار من باز به سوی رضا
خلق جهان زائرند از همه سو کعبه را
کعبه بود در حجاز زائر کوی رضا
با نفس عیسویش، با دم جانبخش خویش
جان مسیحا بود زنده ز بوی رضا
بر بدنش می شود آتش دوزخ حرام
هر که خورد قطره ای آب ز جوی رضا
کشور ایران فقط نیست به او متکی
زندگی کائنات بسته به موی رضا
نیست عجب خضر اگر تشنه لب جام اوست
ساقی رضوان بود مست سبوی رضا
جرم و گناه و خطاست عادت دیرین من
عفو کرامت بود خصلت و خوی رضا
چند به شوق بهشت زائر این در شوی
جنت جنت بود روی نکوی رضا
"میثم" اگر از نماز آبروی مؤمن است
آب دهد بر نماز آب وضوی رضا

*************

مسیح می دمد از تربت مطهر من

رضای طوس نه، عالم بود معطر من
فرشتگان همه زوار زائرین منند
بهشت گشته بهشت از بهشت منظر من
منم عزیز دل فاطمه امام رضا
که خلق کرده خدا خلق را به خاطر من
عجیب نیست اگر زائری که قبر مرا
به بر گرفته بگیرد قرار در بر من
هزار موسی عمران به سجده افتادند
در این حریم به خاک مسیح پرور من
دلی که زائر من می شود مزار من است
خوشا دلی که شد این جا مزار دیگر من
شکسته ای که صدا می زند مرا از دور
جواب می شنود بارها ز داور من
ز هر دری که شود زائرم به من وارد
درست چهره به چهره بود برابر من
من آفتاب خدایم جهان در آغوشم
شما حضور من و عالم است محضر من
کتاب منقبتم را تمام نتوان کرد
اگر شوند همه انس و جان ثناگر من
کسی که زائر من گشت دوستش دارم
روا بود که خطابش کنم برادر من
الا تمام خراسانیان پاک سرشت
خجسته باد شما را طواف مقبر من
فرشتگان چو کبوتر به دورتان گردد
به شرط آن که بگردید دور زائر من
به زائرین من اینک نصیحتی است مرا
که احترام بگیرید از مجاور من
اگر به مرقد من نیز دستتان نرسید
زنید بوسه به قم بر مزار خواهر من
هزار حیف که قدر مرا ندانستند
که بود هر نفس من غم مکرر من
هزار بار عدو مخفیانه کشت مرا
خدای نگذرد از قاتل ستمگر من
شرار زهر مرا در دل آتشی افروخت
که آب گشت همه عضو عضو پیکر من
چو شخص مار گزیده به خویش پیچیدم
خدا گواست چه آورد زهر به سر من
میان حجره زدم دست و پا غریبانه
جواد بود و من و لحظه های آخر من
دو دست خویش گشود و گرفت اشک مرا
فتاد تا که نگاهش به دیدة تر من
زنان شهر خراسان گریستند همه
زدند بر سر و سینه جای مادر من
به روز حشر نسوزد جحیم "میثم" را
که بوده با سخن و سوز خویش یاور من


برچسب‌ها: امام رضا, مدح
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: یکشنبه هشتم بهمن 1391 |

 
ناله می کرد جوادت به سرش می زد آه پيوند ثابت

آسمان زیر پرت بود زمین افتادی
یک عبا روی سرت بود زمین افتادی

نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید
نه کسی دور و برت بود زمین افتادی

صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی
مادرت در نظرت بود زمین افتادی

زهر از جان تو آقا جگرت را می خواست
آتشی بر جگرت بود زمین افتادی

ناله می کرد جوادت به سرش می زد آه
اشک در چشم ترت بود زمین افتادی

مثل یک مار گزیده به خودت پیچیدی
خوب شد که پسرت بود زمین افتادی

ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین
نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین
***مسعود اصلانی***


برچسب‌ها: امام رضا

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 |

 
عرض ادب در تَشَرُّف به آستان رضوی (علیه السّلام) «آبرو آورده» پيوند ثابت


من دست خالی آمدم،دستِ من و دامانِ تو

سر تا به پا دَرد و غمم،دردِ من و درمانِ تو
تو هر چه خوبی من بَدَم،بیهوده بر هَر در زَدم
آخر به این در آمدم باشم کنار خوان تو
من از همه در رانده ام،من رانده ای و امانده ام
یا خوانده یا ناخوانده ام اکنون منم مهمانِ تو
پای من از ره خسته شد،بال و پَرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد جُز درگه احسانِ تو
گفتم مَنم در می زَنَم،گفتی به تو سر می زنم
من هم مُکرّر می زنم کو عهد و کو پیمانِ تو؟
سوی تو رو آورده ام ای خُم سبو آورده ام
من آبرو آورده ام کو لُطفِ بی پایانِ تو
حالِ من گوشه نشین با گوشه ی چشمی ببین
جُز سایه ی پُر مِهرتان جایی ندارم جانِ تو
من خِدمتی ننموده ام دانم بَسی آلوده ام
امّا به عُمری بوده ام چون خار دَر بُستان ِتو
«دست تُهی»
ما را به کسی جُز تو نظر – عیب بود
کُوبیم اگر – در دگر – عیب بود
با دست تهی آمدنم عیبی نیست
با دستِ تُهی روم اگر – عیب بود
شاعر:علی انسانی


برچسب‌ها: امام رضا, زائر, انسانی

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه چهاردهم بهمن 1390 |

 
دلم بدون رضا (ع) کربلا نمی‌خواهد پيوند ثابت

مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد
قسم به جان شما جز شما نمی‌خواهد

برای پیش تو بودن بهانه‌ای کافی‌ست
بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد

دلیل ناله‌ی من یک نگاه محبوب است
وگرنه درد غلامان دوا نمی‌خواهد

فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
مگر که شاه خراسان گدا نمی‌خواهد؟

دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت «اهدنا» نمی‌خواهد

همین قدر که غباری بر آستان باشد
رواست حاجت عاشق، دعا نمی‌خواهد

تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
در این جهان غریب آشنا نمی‌خواهد؟

ببین به گوشه‌ی صحنت پناه آوردم
مگر کبوتر آواره جا نمی‌خواهد؟

به حکم آنکه «علیک الرفیق ثم طریق»
دلم بدون رضا (ع) کربلا نمی‌خواهد

خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده‌ست
طواف کعبه بخواهم، خدا نمی‌خواهد

نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا
نگفته است، نه اینکه عبا نمی‌خواهد



برچسب‌ها: امام رضا, زائر

نوشته: سید ماشاالله باختر شهرستان آران وبیدگل در: جمعه چهاردهم بهمن 1390 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

لينك دوستان

لينك هاي روزانه

< Html />

توضيحات

No Image No Image